zusammenzuschrumpfen

Aussprache: /tsuˈzamənˌtsuːʃrʊmpfn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·schrump·fen
Erweiterter Infinitiv

جمع شدن، کوچک شدن

Bedeutungen

1

کاهش یافتن حجم یا اندازه چیزی به طور قابل توجه، اغلب در نتیجه فرآیندهای طبیعی یا شیمیایی، یا به صورت استعاری در مورد کاهش ارزش یا اهمیت.

  • Es ist bedauerlich zu sehen, wie die einst mächtige Nation langsam aber sicher zusammenschrumpft.دیدن اینکه چگونه ملتی که زمانی قدرتمند بود، آهسته اما پیوسته تحلیل می‌رود، مایه تأسف است.
  • Die wissenschaftliche Erkenntnis legt nahe, dass das Universum in ferner Zukunft wieder zusammenschrumpfen könnte.دانش علمی نشان می‌دهد که جهان ممکن است در آینده‌ای دور دوباره منقبض شود.