zusammenzuschrumpfen
جمع شدن، کوچک شدن
Bedeutungen
1
کاهش یافتن حجم یا اندازه چیزی به طور قابل توجه، اغلب در نتیجه فرآیندهای طبیعی یا شیمیایی، یا به صورت استعاری در مورد کاهش ارزش یا اهمیت.
- Es ist bedauerlich zu sehen, wie die einst mächtige Nation langsam aber sicher zusammenschrumpft.دیدن اینکه چگونه ملتی که زمانی قدرتمند بود، آهسته اما پیوسته تحلیل میرود، مایه تأسف است.
- Die wissenschaftliche Erkenntnis legt nahe, dass das Universum in ferner Zukunft wieder zusammenschrumpfen könnte.دانش علمی نشان میدهد که جهان ممکن است در آیندهای دور دوباره منقبض شود.