zusammenzusetzen
مونتاژ کردن، سر هم کردن (برای مونتاژ کردن/سر هم کردن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ترکیب کردن اجزاء مختلف برای تشکیل یک کل یا ساختار پیچیده، چه به صورت فیزیکی و چه انتزاعی.
- Der Wissenschaftler setzte die molekularen Bausteine zu einer neuartigen Struktur zusammen.دانشمند اجزای مولکولی را برای تشکیل یک ساختار جدید ترکیب کرد.
- Die Jury setzte sich aus Experten verschiedener Fachgebiete zusammen, um das Problem umfassend zu analysieren.هیئت داوران از متخصصان رشتههای مختلف تشکیل شد تا مسئله را به طور جامع تحلیل کنند.