zusammenzustehen
با هم ایستادن، با هم همراه بودن، همنظر شدن (مصدر)
Bedeutungen
1
نشان دادن اتحاد و همبستگی قوی، به ویژه در شرایط دشوار یا در برابر یک هدف مشترک، اغلب با تأکید بر حمایت روانی و معنوی.
- Es ist von entscheidender Bedeutung, dass wir in dieser schwierigen Phase der Verhandlungen fest zusammmenstehen.بسیار حیاتی است که در این مرحله دشوار مذاکرات، محکم در کنار هم بایستیم (همبستگی نشان دهیم).
- Die Gemeinschaft musste angesichts der Tragödie zusammmenstehen, um den Betroffenen beizustehen.جامعه مجبور بود در مواجهه با تراژدی، برای یاری رساندن به آسیبدیدگان، همبستگی نشان دهد (در کنار هم بایستد).