zusammenzustoßen
برخورد کردن، تصادف کردن (برای برخورد کردن/تصادف کردن)
Bedeutungen
1
kein
برخورد فیزیکی ناگهانی دو یا چند جسم یا وسیله نقلیه با یکدیگر، اغلب با شدت و خسارت.
- Zwei Züge stießen auf offener Strecke zusammen, was zu erheblichen Verspätungen führte.دو قطار در مسیر باز با هم برخورد کردند که منجر به تاخیرهای قابل توجهی شد.
- Die beiden gegnerischen Armeen stießen unerwartet zusammen, was eine offene Feldschlacht auslöste.دو ارتش متخاصم به طور غیرمنتظرهای با هم برخورد کردند که منجر به آغاز یک نبرد میدانی آشکار شد.