zusammenzusuchen
جمع کردن، گردآوری کردن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای چیزی که جمعآوری میشود)
گردآوری و جمعآوری کردن اشیاء، اطلاعات یا منابع پراکنده با صرف وقت و تلاش زیاد، اغلب برای رسیدن به یک هدف خاص.
- Der Historiker musste mühsam alle verfügbaren Dokumente aus verschiedenen Archiven zusammensuchen.مورخ مجبور بود به سختی تمام اسناد موجود را از آرشیوهای مختلف گردآوری کند.
- Um das Projekt zu realisieren, mussten sie die notwendigen finanziellen Mittel aus diversen Quellen zusammensuchen.برای تحقق پروژه، آنها مجبور بودند منابع مالی لازم را از منابع مختلف فراهم آورند.