zusammenzuwürfeln
درهم آمیختن، مخلوط کردن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ترکیب کردن یا مخلوط کردن عناصر مختلف به صورت تصادفی، بدون نظم یا دقت خاص؛ اغلب به معنای سرهم کردن چیزی به شکلی غیرمنسجم یا بدون برنامهریزی دقیق.
- Es ist schwierig, aus so vielen heterogenen Elementen eine kohärente Erzählung zusammenzuwürfeln.ترکیب کردن یک روایت منسجم از چنین عناصر ناهمگونی دشوار است.
- Der Koch versuchte, aus den Resten des Vortages ein ansprechendes Menü zusammenzuwürfeln.آشپز تلاش کرد تا از باقیماندههای روز قبل، منوی جذابی را سرهم کند.