zusammenzuwerfen
با هم پرتاب کردن/انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مخلوط کردن یا درهم آمیختن عناصر یا مفاهیم مختلف به گونهای که تمایز آنها دشوار شود یا نظم قبلی از بین برود.
- Der Autor neigt dazu, historische Fakten und fiktive Elemente zu sehr zusammenzuwerfen.نویسنده تمایل دارد حقایق تاریخی و عناصر تخیلی را بیش از حد درهم بیامیزد.
- Man sollte die Konzepte von Freiheit und Verantwortung nicht einfach so zusammmenwerfen.نباید مفاهیم آزادی و مسئولیت را به سادگی با هم مخلوط کرد.
2
Akkusativ
به هدر دادن یا از بین بردن منابع، به ویژه پول، به صورت بیملاحظه یا بیهدف.
- Er hat sein gesamtes Erbe in riskante Spekulationen zusammengeworfen.او تمام ارث خود را در معاملات پرخطر به باد داد (از بین برد).
- Die Regierung wirft die Steuergelder der Bürger in ineffiziente Projekte.دولت پول مالیات شهروندان را در پروژههای ناکارآمد به هدر میدهد.