zusammenzuwerfen

Aussprache: /t͡suˈzamənˌt͡suːˌvɛʁfn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·wer·fen
Erweiterter Infinitiv

با هم پرتاب کردن/انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ

مخلوط کردن یا درهم آمیختن عناصر یا مفاهیم مختلف به گونه‌ای که تمایز آن‌ها دشوار شود یا نظم قبلی از بین برود.

  • Der Autor neigt dazu, historische Fakten und fiktive Elemente zu sehr zusammenzuwerfen.نویسنده تمایل دارد حقایق تاریخی و عناصر تخیلی را بیش از حد درهم بیامیزد.
  • Man sollte die Konzepte von Freiheit und Verantwortung nicht einfach so zusammmenwerfen.نباید مفاهیم آزادی و مسئولیت را به سادگی با هم مخلوط کرد.
2 Akkusativ

به هدر دادن یا از بین بردن منابع، به ویژه پول، به صورت بی‌ملاحظه یا بی‌هدف.

  • Er hat sein gesamtes Erbe in riskante Spekulationen zusammengeworfen.او تمام ارث خود را در معاملات پرخطر به باد داد (از بین برد).
  • Die Regierung wirft die Steuergelder der Bürger in ineffiziente Projekte.دولت پول مالیات شهروندان را در پروژه‌های ناکارآمد به هدر می‌دهد.