zusammenzuwickelnden

Aussprache: /t͡suˈzamənt͡suˌvɪkl̩ndn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·wi·ckeln·den
Dekliniertes Gerundivum

قابل پیچاندن

Bedeutungen

1 Akkusativ

مواد انعطاف‌پذیر مانند پارچه، کاغذ یا سیم که باید به صورت فشرده و مرتب در هم پیچانده شوند؛ به صورت استعاری، موضوعات یا اطلاعات پراکنده که باید به یک کل منسجم تبدیل شوند.

  • Die zerbrechlichen Artefakte mussten vorsichtig in Seide zusammenzuwickelnden, bevor sie transportiert werden konnten.آثار باستانی شکننده باید با دقت در ابریشم پیچیده می‌شدند تا قبل از انتقال بتوانند محافظت شوند.
  • Die widersprüchlichen Zeugenaussagen mussten zu einer kohärenten Chronologie zusammenzuwickelnden, um den Fall zu lösen.شهادت‌های متناقض شاهدان باید به یک توالی زمانی منسجم تبدیل می‌شدند تا پرونده حل شود.