zusammenzuwirken

Aussprache: /ˌtsuːzamənˈtsuːˌvɪrkən/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·wir·ken
Erweiterter Infinitiv

همکاری کردن، اثر گذاشتن

Bedeutungen

1 mit + Dativ

فعالیت هماهنگ و متقابل چندین عامل یا نهاد برای دستیابی به یک هدف مشترک یا ایجاد یک اثر ترکیبی که فراتر از مجموع اجزای منفرد آن است.

  • Die verschiedenen Abteilungen müssen eng zusammenwirken, um die Projektziele termingerecht zu erreichen.بخش‌های مختلف باید از نزدیک همکاری کنند تا به اهداف پروژه در موعد مقرر دست یابند.
  • Nur durch das synergistische Zusammenwirken von Wissenschaft und Wirtschaft kann Innovation nachhaltig gefördert werden.تنها از طریق همکاری هم‌افزای علم و اقتصاد می‌توان نوآوری را به طور پایدار ترویج داد.