zuschütten
پر کردن (با ریختن)، پوشاندن (با ریختن)، (مجازی) غرق کردن (با چیزی)
Beispiele
- Sie ''schütteten'' alle Kriegsgräben ''zu.آنها تمام سنگرهای جنگی را پر کردند.
- Andere werden mit den Millionen regelrecht ''zugeschüttet.دیگران عملاً با میلیونها (پول) غرق میشوند.
- Wir werden [in Kitas] oft [mit Arbeit] ''zugeschüttet'', haben aber keine Zeit, die Sachen in Ruhe und qualitativ abzuarbeiten.ما [در مهدکودکها] اغلب [با کار] غرق میشویم، اما وقت نداریم کارها را با آرامش و با کیفیت انجام دهیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ + mit + Dativ
پر کردن (با ریختن چیزی روی آن)، پوشاندن (مثلاً چاه، گودال)
- Sie haben den Graben mit Erde zugeschüttet.آنها گودال را با خاک پر کردند.
- Man muss das Loch schnell zuschütten, damit niemand hineinfällt.باید سریع سوراخ را پر کرد تا کسی داخل آن نیفتد.