zuschalten

Aussprache: /ˈtsuːˌʃaltn̩/
Wortzerlegung: zu·schal·ten
فعل

وصل کردن، اضافه کردن (سیستم/تماس)، وارد مدار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

موتور، ژنراتور یا سیستمی را به مدار موجود اضافه و فعال کردن

  • Wir müssen den Notstromgenerator zuschalten.ما باید ژنراتور برق اضطراری را وارد مدار کنیم.
  • Bei Steigungen schaltet das System den Elektromotor zu.در سربالایی‌ها سیستم موتور الکتریکی را اضافه و فعال می‌کند.
2 Akkusativ + zu + Dativ

شخصی را به صورت تلفنی یا تصویری به یک کنفرانس/برنامه زنده وصل کردن

  • Wir schalten nun unseren Korrespondenten aus Berlin zu.ما اکنون خبرنگارمان از برلین را به برنامه وصل می‌کنیم.
  • Können Sie den Experten zur Konferenz zuschalten?می‌توانید کارشناس را به کنفرانس وصل کنید؟