zuschalten
وصل کردن، اضافه کردن (سیستم/تماس)، وارد مدار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
موتور، ژنراتور یا سیستمی را به مدار موجود اضافه و فعال کردن
- Wir müssen den Notstromgenerator zuschalten.ما باید ژنراتور برق اضطراری را وارد مدار کنیم.
- Bei Steigungen schaltet das System den Elektromotor zu.در سربالاییها سیستم موتور الکتریکی را اضافه و فعال میکند.
2
Akkusativ + zu + Dativ
شخصی را به صورت تلفنی یا تصویری به یک کنفرانس/برنامه زنده وصل کردن
- Wir schalten nun unseren Korrespondenten aus Berlin zu.ما اکنون خبرنگارمان از برلین را به برنامه وصل میکنیم.
- Können Sie den Experten zur Konferenz zuschalten?میتوانید کارشناس را به کنفرانس وصل کنید؟