zuschauerschwach

Aussprache: /ˈt͡suːˌʃaʊ̯ɐˌʃvax/
Worttrennung: zu·schau·er·schwach
صفت

کم‌مخاطب، با تماشاگران کم

Bedeutungen

1

رویدادی که تعداد کمی تماشاگر یا مخاطب دارد؛ مترادف با 'zuschauerarm'.

  • Die Premiere des Films war leider zuschauerschwach.متاسفانه اولین نمایش فیلم تماشاگران کمی داشت.
  • Das Konzert war musikalisch hochwertig, aber zuschauerschwach.کنسرت از نظر موسیقی کیفیت بالایی داشت، اما تماشاگران کمی داشت.
  • Wegen der Konkurrenzveranstaltung blieb die Teilnehmerzahl zuschauerschwach.به دلیل رویداد رقیب، تعداد تماشاگران کم باقی ماند.