zuscheißen
کثیف کردن با مدفوع، گند زدن، سرزنش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zuscheißen)
روی چیزی مدفوع کردن، چیزی را با مدفوع کثیف کردن؛ (عامیانه، مبتذل) گند زدن به چیزی یا خراب کردن آن.
- Der Hund hat auf den Teppich zugeschissen.سگ روی فرش گند زد (مدفوع کرد).
- Du hast die ganze Prüfung zugeschissen!تو کل امتحان را گند زدی!
2
Akkusativ (jemanden / etwas zuscheißen)
(عامیانه، مبتذل) کسی را به شدت سرزنش کردن یا مورد انتقاد قرار دادن؛ کسی را با حجم زیادی از کار یا اطلاعات بمباران کردن.
- Der Chef hat mich wegen der Verspätung total zugeschissen.رئیس به خاطر تأخیر حسابی من را سرزنش کرد.
- Sie hat ihn mit Fragen zugeschissen, bis er nicht mehr wusste, was er sagen sollte.او او را با سوالات بمباران کرد تا دیگر نمیدانست چه بگوید.