zuschlagen
محکم بستن (در را)، ضربه زدن، (به چیزی) حمله کردن/دست یافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Tür, Buch)
چیزی را با شدت و صدا بستن.
- Er hat die Tür wütend zugeschlagen.او با عصبانیت در را محکم بست.
- Bitte schlag das Buch nicht so laut zu.لطفاً کتاب را اینقدر محکم نبند.
2
(auf + Akkusativ)
ضربه زدن، مشت زدن.
- Der Boxer schlug seinem Gegner ins Gesicht.بوکسور به صورت حریفش ضربه زد.
- Wenn du nicht aufpasst, schlägt er dir noch zu.اگر حواست نباشد، او به تو ضربه میزند.
3
(bei + Dativ / Akkusativ)
از فرصتی استفاده کردن، غنیمت شمردن.
- Bei diesem Angebot muss man einfach zuschlagen.این پیشنهاد را باید حتماً غنیمت شمرد.
- Er hat sofort zugeschlagen, als er die Chance sah.او به محض دیدن فرصت، بلافاصله از آن استفاده کرد.
4
(bei + Dativ)
در مزایده یا حراجی برنده شدن.
- Er hat bei der Auktion für das Gemälde zugeschlagen.او در مزایده برای آن نقاشی برنده شد.
- Wer hat bei dem letzten Gebot zugeschlagen?چه کسی در آخرین پیشنهاد برنده شد؟