zuschwimmen

Aussprache: /ˈtsuːˌʃvɪmən/
Wortzerlegung: zu·sch·wim·men
فعل

شناکنان به سمت چیزی/کسی رفتن؛ شناکنان به سمت هدف حرکت کردن

Beispiele

  • Sie ''schwimmt'' langsam auf ihre Verfolger ''zu,'' signalisierend: »Schießt nicht.او به آرامی به سمت تعقیب کنندگانش شنا می کند و این پیام را می دهد: "شلیک نکنید.

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / zu + Dativ

با شنا کردن به سمت یک شخص یا شیء حرکت کردن.

  • Der Hund schwamm auf seinen Besitzer zu.سگ به سمت صاحبش شنا کرد.
  • Ein kleines Boot schwamm langsam auf die Insel zu.یک قایق کوچک به آرامی به سمت جزیره شناور شد (شنا کرد).