zusperren
قفل کردن، بستن (در یا پنجره)
Beispiele
- Fröstelnd ging sie ins Haus zurück und wollte gerade die Tür ''zusperren'', als sie plötzlich reglos verharrte.او با لرز به داخل خانه برگشت و میخواست در را قفل کند که ناگهان بیحرکت ایستاد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در یا پنجرهای را با کلید یا قفل بستن.
- Bitte sperr die Tür ab, wenn du gehst.لطفاً وقتی میروی در را قفل کن.
- Er hat das Fenster zugesperrt, bevor er das Haus verlassen hat.او قبل از ترک خانه پنجره را قفل کرد.
2
Akkusativ
یک مکان عمومی (مانند مغازه یا اداره) را برای پایان کار روزانه یا برای همیشه بستن.
- Der Laden sperrt um 18 Uhr zu.مغازه ساعت ۱۸ میبندد.
- Viele kleine Geschäfte mussten wegen der Krise zusperren.بسیاری از کسبوکارهای کوچک به دلیل بحران مجبور به تعطیلی شدند.