فعل
واگذار کردن (حق یا مال)، اعطا کردن
معانی و تعاریف zusprechen:
- دلگرمی دادن، تسلی دادن، قوت قلب دادن
- اعطا کردن، حکم دادن، تخصیص دادن (مثلاً در دادگاه)
- نسبت دادن، قائل شدن (مثلاً ویژگی یا کیفیت)
جملات نمونه برای zusprechen:
Das Nachlassgericht ''spricht'' den Kindern das Erbe ''zu''.
دادگاه انحصار وراثت ارث را به فرزندان واگذار میکند.
„Dieser Frieden stellte den Vorkriegszustand weitgehend wieder her, ''sprach'' allerdings Schlesien Preußen ''zu'' und erkannte Maria Theresias Thronerbschaften an.“
این صلح تا حد زیادی وضعیت قبل از جنگ را بازگرداند، اما سیلسیا را به پروس واگذار کرد و میراث سلطنتی ماریا ترزا را به رسمیت شناخت.
Sie sprach ihm Mut zu, als er traurig war.
وقتی او غمگین بود، به او دلگرمی داد.