zustürmen

Aussprache: /ˈtsuːˌʃtʏrmən/
Wortzerlegung: zu·stür·men
فعل

به سمت کسی یا چیزی هجوم بردن، با سرعت به سمت کسی یا چیزی رفتن

Beispiele

  • Da sah ich Charly auf mich ''zustürmen''.آن وقت دیدم که چارلی به سمت من هجوم آورد.
  • Da sah ich Charly auf mich ''zugestürmt'' kommen.آن وقت دیدم که چارلی به سمت من هجوم آورد و آمد.

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / zu + Dativ

با عجله و سرعت زیاد به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن.

  • Die Kinder stürmten auf den Spielplatz zu.بچه‌ها به سمت زمین بازی هجوم آوردند.
  • Er stürmte wütend zur Tür.او با عصبانیت به سمت در هجوم برد.