zustachen
سوراخ کردند، نفوذ کردند (گذشته ساده)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را با سلاح تیز مانند چاقو، خنجر یا شمشیر سوراخ کردن یا شکافتن، به طوری که منجر به جراحت عمیق یا مرگ شود.
- Der Attentäter stach mehrmals auf den Sicherheitsbeamten ein, bis dieser zusammenbrach.مهاجم چندین بار به افسر امنیتی ضربه زد تا اینکه او از پا افتاد.
- In der dramatischen Szene stach der Held seinen Gegner mit dem Schwert nieder.در صحنه دراماتیک، قهرمان دشمن خود را با شمشیر پایین انداخت (کشت).
2
Akkusativ
به طور استعاری، کسی را با کلمات یا اعمالی که بسیار آزاردهنده یا آسیبرسان هستند، عمیقاً جریحهدار کردن.
- Ihre abfälligen Bemerkungen über seine Arbeit stachen ihn tief.اظهارات تحقیرآمیز او درباره کارش او را عمیقاً آزار داد.
- Die Enthüllung der Wahrheit stach ihn wie ein Dolchstoß in die Seele.فاش شدن حقیقت مانند ضربه خنجر به روح او بود.