zustachen

Aussprache: /'tsuːˌʃtaxn̩/
Wortzerlegung: zu·sta·chen
Konjugierte Form

سوراخ کردند، نفوذ کردند (گذشته ساده)

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را با سلاح تیز مانند چاقو، خنجر یا شمشیر سوراخ کردن یا شکافتن، به طوری که منجر به جراحت عمیق یا مرگ شود.

  • Der Attentäter stach mehrmals auf den Sicherheitsbeamten ein, bis dieser zusammenbrach.مهاجم چندین بار به افسر امنیتی ضربه زد تا اینکه او از پا افتاد.
  • In der dramatischen Szene stach der Held seinen Gegner mit dem Schwert nieder.در صحنه دراماتیک، قهرمان دشمن خود را با شمشیر پایین انداخت (کشت).
2 Akkusativ

به طور استعاری، کسی را با کلمات یا اعمالی که بسیار آزاردهنده یا آسیب‌رسان هستند، عمیقاً جریحه‌دار کردن.

  • Ihre abfälligen Bemerkungen über seine Arbeit stachen ihn tief.اظهارات تحقیرآمیز او درباره کارش او را عمیقاً آزار داد.
  • Die Enthüllung der Wahrheit stach ihn wie ein Dolchstoß in die Seele.فاش شدن حقیقت مانند ضربه خنجر به روح او بود.