zustechen
با چاقو زدن، سوراخ کردن
Beispiele
- Ohne Warnung ''stach'' der Täter ''zu''.مهاجم بدون هشدار ضربه زد.
- Wie kann man eine Mücke daran hindern ''zuzustechen''?چگونه میتوان از نیش زدن پشه جلوگیری کرد؟
Bedeutungen
1
بدون مفعول
با چاقو یا شیء نوکتیز به کسی یا چیزی ضربه زدن، فرو کردن
- Der Angreifer stach plötzlich zu.حمله کننده ناگهان با چاقو زد.
- Er zögerte nicht und stach zu.او تردید نکرد و ضربه زد.
2
بدون مفعول
نیش زدن (توسط حشره)
- Die Biene stach zu und flog weg.زنبور نیش زد و پرواز کرد.
- Pass auf, dass dich keine Mücke zusticht.مواظب باش که پشهای نیشت نزند.