zustechen

Aussprache: /ˈtsuːˌʃtɛçn̩/
Wortzerlegung: zu·ste·chen
فعل

با چاقو زدن، سوراخ کردن

Beispiele

  • Ohne Warnung ''stach'' der Täter ''zu''.مهاجم بدون هشدار ضربه زد.
  • Wie kann man eine Mücke daran hindern ''zuzustechen''?چگونه می‌توان از نیش زدن پشه جلوگیری کرد؟

Bedeutungen

1 بدون مفعول

با چاقو یا شیء نوک‌تیز به کسی یا چیزی ضربه زدن، فرو کردن

  • Der Angreifer stach plötzlich zu.حمله کننده ناگهان با چاقو زد.
  • Er zögerte nicht und stach zu.او تردید نکرد و ضربه زد.
2 بدون مفعول

نیش زدن (توسط حشره)

  • Die Biene stach zu und flog weg.زنبور نیش زد و پرواز کرد.
  • Pass auf, dass dich keine Mücke zusticht.مواظب باش که پشه‌ای نیشت نزند.