zustiessen
ملحق شدند، پیوستند
Bedeutungen
1
Dativ
به طور ناگهانی و سریع به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن، اغلب با قصد حمله یا برخورد.
- Der wütende Hund stieß plötzlich auf den Postboten zu.سگ خشمگین ناگهان به سمت پستچی یورش برد.
- In der Menschenmenge stieß ein Mann unerwartet auf mich zu.در میان جمعیت، مردی به طور غیرمنتظره به سمت من هجوم آورد.
2
Dativ
به طور غیرمنتظره و ناگهانی برای کسی یا چیزی اتفاق افتادن، رخ دادن (اغلب یک رویداد ناگوار یا غیرمنتظره).
- Ein tragischer Unfall ist ihm gestern zugestoßen.دیروز یک تصادف تراژیک برای او رخ داد.
- Was ist Ihnen denn zugestoßen, dass Sie so blass aussehen?چه اتفاقی برای شما افتاده است که اینقدر رنگ پریده به نظر میرسید؟