zustopfen
پر کردن (یک سوراخ یا شکاف)، مسدود کردن
Beispiele
- Durch diese Ritzen pfeift der Wind, ''stopf'' die doch mit Moos ''zu''.باد از این شکافها میوزد، آنها را با خزه پر کن.
- Die handgestrickten Socken haben zwei Löcher, sobald ich die richtige Wolle wiederfinde, werde ich die Löcher wieder ''zustopfen''.جورابهای بافته شده دو سوراخ دارند، به محض اینکه بتوانم دوباره کاموای مناسب را پیدا کنم، سوراخها را دوباره پر خواهم کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (was)
یک سوراخ، شکاف یا دهانه را با چیزی پر کردن یا مسدود کردن، اغلب با فشار یا به طور کامل.
- Er musste das Loch im Rohr mit einem Lappen zustopfen.او مجبور شد سوراخ لوله را با یک تکه پارچه مسدود کند.
- Die Kinder haben den Abfluss mit Spielzeug zugestopft.بچهها فاضلاب را با اسباببازی مسدود کردهاند.