zutrauen

Aussprache: /ˈtsuːˌtʁaʊ̯ən/
Wortzerlegung: zu·trau·en
فعل

به کسی اعتماد داشتن (که کاری را انجام دهد)، از کسی انتظار داشتن، به خود جرأت دادن

Beispiele

  • Ich ''traue'' es ihm ''zu,'' über die Hürde zu springen.من به او اعتماد دارم که از مانع بپرد.
  • Diese Indiskretion ist ihr durchaus ''zuzutrauen.این بی‌احتیاطی کاملاً از او انتظار می‌رود.
  • Zuzutrauen'' wäre es ihr.از او انتظار می‌رفت.
  • Traust'' du dir ''zu,'' dort alleine hinzugehen?آیا به خودت جرأت می‌دهی که تنها به آنجا بروی؟

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ / Dativ + Infinitiv mit zu

به کسی اعتماد داشتن که بتواند کاری را انجام دهد، کسی را لایق کاری دانستن

  • Ich traue ihm diese Aufgabe zu.من این کار را به او می‌سپارم (به او اعتماد دارم که از پسش برمی‌آید).
  • Das hätte ich ihm nie zugetraut.من هرگز فکر نمی‌کردم او بتواند چنین کاری کند.
2 sich + Dativ + Infinitiv mit zu

(sich) جرأت انجام کاری را داشتن، به خود جرأت دادن

  • Ich traue mir zu, diese Prüfung zu bestehen.من به خودم جرأت می‌دهم که این امتحان را قبول شوم.
  • Sie traute sich nicht zu, alleine zu reisen.او به خودش جرأت نمی‌داد که تنها سفر کند.