zutun

Aussprache: /ˈtsuːˌtuːn/
Wortzerlegung: zu·tun
فعل

اضافه کردن، افزودن؛ بستن (چشم/دهان)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا مقداری را اضافه و افزوده کردن

  • Du kannst ruhig noch etwas Gewürz zutun.می‌توانی با خیال راحت کمی ادویه دیگر اضافه کنی.
  • Ohne eigenes Zutun kann man das Ziel nicht erreichen.بدون تلاش و سهم خود انسان نمی‌توان به هدف رسید.
2 Akkusativ

بستن، بر هم گذاشتن (در مورد چشم و دهان)

  • Ich konnte die ganze Nacht kein Auge zutun.تمام شب نتوانستم حتی یک چشم بر هم بگذارم.
  • Sie tat den Mund zu und schwieg.دهانش را بست و سکوت کرد.