zutun
اضافه کردن، افزودن؛ بستن (چشم/دهان)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا مقداری را اضافه و افزوده کردن
- Du kannst ruhig noch etwas Gewürz zutun.میتوانی با خیال راحت کمی ادویه دیگر اضافه کنی.
- Ohne eigenes Zutun kann man das Ziel nicht erreichen.بدون تلاش و سهم خود انسان نمیتوان به هدف رسید.
2
Akkusativ
بستن، بر هم گذاشتن (در مورد چشم و دهان)
- Ich konnte die ganze Nacht kein Auge zutun.تمام شب نتوانستم حتی یک چشم بر هم بگذارم.
- Sie tat den Mund zu und schwieg.دهانش را بست و سکوت کرد.