zuvorkommen
پیشدستی کردن، سبقت گرفتن
Bedeutungen
1
Dativ
اقدام کردن زودتر از فرد دیگری برای به دست آوردن مزیتی
- Er wollte sie einladen, aber sie ist ihm zuvorgekommen.او میخواست وی را دعوت کند اما او پیشدستی کرد.
- Wir müssen der Konkurrenz zuvorkommen.ما باید از رقبا پیشدستی کنیم.