zuvorzukommen

Aussprache: /tsuˈfoːɐ̯tsuˌkɔmən/
Worttrennung: zu·vor·zu·kom·men
Erweiterter Infinitiv

پیش‌دستی کردن، جلوتر رفتن (در مورد کمک یا استقبال)

Bedeutungen

1 Dativ

اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از وقوع یک اتفاق ناگوار یا نامطلوب، اغلب در زمینه‌های رسمی یا حقوقی.

  • Um einer Eskalation der Situation zuvorzukommen, wurden sofort diplomatische Kanäle aktiviert.برای جلوگیری از تشدید اوضاع، بلافاصله کانال‌های دیپلماتیک فعال شدند.
  • Der Gesetzgeber versucht, durch präventive Maßnahmen möglichen Betrugsversuchen zuvorzukommen.قانونگذار تلاش می‌کند با اقدامات پیشگیرانه از تلاش‌های احتمالی کلاهبرداری جلوگیری کند.