zuvorzukommen
پیشدستی کردن، جلوتر رفتن (در مورد کمک یا استقبال)
Bedeutungen
1
Dativ
اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از وقوع یک اتفاق ناگوار یا نامطلوب، اغلب در زمینههای رسمی یا حقوقی.
- Um einer Eskalation der Situation zuvorzukommen, wurden sofort diplomatische Kanäle aktiviert.برای جلوگیری از تشدید اوضاع، بلافاصله کانالهای دیپلماتیک فعال شدند.
- Der Gesetzgeber versucht, durch präventive Maßnahmen möglichen Betrugsversuchen zuvorzukommen.قانونگذار تلاش میکند با اقدامات پیشگیرانه از تلاشهای احتمالی کلاهبرداری جلوگیری کند.