zuwachsen
رشد کردن، روییدن، پوشیده شدن (با گیاه)
Beispiele
- Die Straßen oder Wege, die zum Haus führten, waren im Laufe der Zeit ''zugewachsen''.خیابانها یا مسیرهایی که به خانه منتهی میشدند، در طول زمان پوشیده شده بودند.
Bedeutungen
1
(intransitiv, اغلب با mit + Dativ)
با گیاهان، مو یا چیزهای دیگر پوشیده شدن و مسدود شدن.
- Der alte Weg ist mit Gras zugewachsen.مسیر قدیمی با علف پوشیده شده است.
- Ihr Garten ist völlig zugewachsen, man sieht kaum noch die Blumen.باغ او کاملاً پر از گیاه شده است، به سختی گلها دیده میشوند.
2
(intransitiv)
بسته شدن (در مورد زخم، سوراخ یا شکاف).
- Die Wunde ist gut zugewachsen.زخم خوب بسته شده است.
- Das Loch in der Wand ist mit der Zeit zugewachsen.سوراخ دیوار به مرور زمان بسته شد.