zuwedeln
با تکان دادن (بادبزن) به سمت چیزی یا کسی فرستادن (هوا)، تکان دادن (برای خنک کردن)
Beispiele
- […] durch Sklavinnen ließen sie sich in der Regel Kühlung mit dem F.[Fächer] ''zuwedeln''.... کنیزکان معمولاً با تکان دادن بادبزنها هوا را به سمت آنها هدایت میکردند.
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem/etwas)
با تکان دادن چیزی (مانند دم حیوان) به سمت کسی یا چیزی، معمولاً برای نشان دادن خوشحالی یا جلب توجه.
- Der Hund wedelte seinem Herrchen freudig mit dem Schwanz zu.سگ با خوشحالی دمش را برای صاحبش تکان داد.
- Sie wedelte dem Kind mit der Hand zu, um sich zu verabschieden.او با دستش برای بچه تکان داد تا خداحافظی کند.