zuwiderlaufen
مغایرت داشتن، در تضاد بودن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
با قوانین، اصول یا انتظارات مغایرت داشتن و در تضاد کامل بودن.
- Dieses Verhalten läuft allen guten Sitten zuwider.این رفتار با تمام آداب نیکو مغایرت دارد.
- Seine Pläne liefen den Wünschen seiner Familie zuwider.نقشههای او با خواستههای خانوادهاش در تضاد بود.