zuwiderlaufen
مغایرت داشتن، در تضاد بودن
Bedeutungen
1
Dativ
با قوانین، اصول یا انتظارات مغایرت داشتن و در تضاد کامل بودن
- Diese Entscheidung läuft unseren Prinzipien zuwider.این تصمیم با اصول ما مغایرت دارد.
- Sein Verhalten lief allen Erwartungen zuwider.رفتار او خلاف تمام انتظارات بود.