zuwiderzulaufen
خلاف میل بودن، برخلاف میل بودن
Bedeutungen
1
Dativ
به طور فعال با چیزی یا کسی مخالفت کردن؛ در جهت مخالف چیزی عمل کردن؛ ناسازگار بودن با اصول یا انتظارات.
- Sein Verhalten lief allen gesellschaftlichen Konventionen zuwider.رفتار او با تمام قراردادهای اجتماعی در تضاد بود.
- Diese Entscheidung läuft dem Interesse der Allgemeinheit zuwider.این تصمیم با منافع عموم در تضاد است.