auszuzeln
مکیدن و بیرون کشیدن، خالی کردن با مکیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + aus + Dativ / aus etwas + Dativ)
محتویات چیزی را با مکیدن بیرون کشیدن یا آن را با مکیدن خالی کردن (مانند مغز استخوان، آب میوه از یک میوه). این کاربرد بیشتر در زبان محاورهای و گویشی است.
- Er lutschte das Mark aus den Knochen.او مغز را از استخوانها مکید و بیرون کشید.
- Die Kinder zuzelten die Limonade aus den Tüten.بچهها نوشابه را از کیسهها مکیدند.