zuzischen

Aussprache: /ˈtsuːˌtsɪʃn̩/
Wortzerlegung: zu·zi·schen
فعل

با صدای آهسته (اغلب ناخوشایند) چیزی گفتن، پچ‌پچ کردن، هیس کردن

Beispiele

  • Ruhe!«, ''zischte'' ich den Jungs ''zu''.ساکت!»، من به بچه‌ها هیس کردم.

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) zuzischen

چیزی را با صدای خش‌دار و اغلب با عصبانیت یا برای هشدار به کسی گفتن

  • Er zischte ihr eine Drohung zu.او یک تهدید را با صدای خش‌دار به او گفت.
  • Die Schlange zischte dem Eindringling eine Warnung zu.مار با هیس کردن به متجاوز هشدار داد.
2 jemandem (Dativ) zuzischen

با صدای خش‌دار یا هیس کردن به کسی واکنش نشان دادن

  • Der Lehrer zischte dem unruhigen Schüler zu, er solle ruhig sein.معلم با صدای خش‌دار به دانش‌آموز بی‌قرار گفت که ساکت باشد.
  • Sie zischte ihm nur kurz zu und ging weiter.او فقط یک هیس کوتاه به او کرد و به راهش ادامه داد.