zuzogen

Aussprache: /ˈt͡suːt͡soːɡn̩/
Wortzerlegung: zu·zo·gen
Konjugierte Form

نقل مکان کردند، ساکن شدند، پیوستند

Bedeutungen

1 Akkusativ

بستن یا پوشاندن چیزی (مانند در، پنجره، پرده) به طور کامل.

  • Er zog die Vorhänge zu, um das Zimmer vor der grellen Sonne zu schützen.او پرده‌ها را کشید تا اتاق را از نور شدید خورشید محافظت کند.
  • Nachdem alle Gäste gegangen waren, zog sie die Tür hinter sich zu.پس از رفتن همه مهمانان، او در را پشت سر خود بست.
2 zu + Dativ

نقل مکان کردن به مکانی جدید؛ مهاجرت کردن.

  • Viele junge Familien ziehen wegen der besseren Arbeitsmöglichkeiten in die Großstädte zu.بسیاری از خانواده‌های جوان به دلیل فرصت‌های شغلی بهتر به شهرهای بزرگ نقل مکان می‌کنند.
  • Er zog nach dem Studium in eine andere Stadt zu, um dort eine Stelle anzutreten.او پس از تحصیل به شهر دیگری نقل مکان کرد تا شغلی را در آنجا آغاز کند.
3 Akkusativ

دچار شدن به یک بیماری یا وضعیت ناخواسته؛ متحمل شدن یک ضرر یا پیامد منفی.

  • Er hat sich bei dem Unfall eine schwere Verletzung zugezogen.او در تصادف دچار جراحت شدیدی شد.
  • Die Firma zog sich durch die riskanten Investitionen erhebliche Verluste zu.این شرکت با سرمایه‌گذاری‌های پرخطر، ضررهای قابل توجهی متحمل شد.
4 Akkusativ

کشیدن (مانند سیگار یا بخار)؛ استنشاق کردن.

  • Er zog tief an seiner Zigarette und blies den Rauch langsam aus.او عمیقاً از سیگارش کشید و دود را به آرامی بیرون داد.
  • Der Koch zog den Dampf von der heißen Suppe ein, um das Aroma zu genießen.آشپز بخار سوپ داغ را استنشاق کرد تا از عطر آن لذت ببرد.