zuzubeißen

Aussprache: /ˈtsuːtsuːˌbaɪ̯sn̩/
Worttrennung: zu·zu·bei·ßen
Erweiterter Infinitiv

گاز گرفتن، دندان زدن (مصدر)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای گاز گرفتن یا به دندان گرفتن چیزی با شدت، اغلب در موقعیت‌های دراماتیک یا حیواناتی.

  • Der wütende Hund biss dem Angreifer in den Arm.سگ خشمگین، مهاجم را از بازو گاز گرفت.
  • Sie biss in das harte Brot, um es zu brechen.او برای شکستن نان سفت، آن را گاز گرفت.
2 kein Akkusativ

به معنای تحمل کردن یک موقعیت دشوار یا دردناک با سختی و مقاومت درونی، یا سکوت کردن با اکراه.

  • Er musste die Demütigung ertragen und einfach nur zuzubeißen.او مجبور بود تحقیر را تحمل کند و صرفاً سکوت کند (با اکراه).
  • Trotz des Schmerzes biss sie die Zähne zusammen und kämpfte weiter.علی‌رغم درد، او دندان‌هایش را به هم فشرد و به مبارزه ادامه داد.