zuzubekommen
برای دریافت کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
با دشواری و تلاش زیاد، چیزی را بستن (مانند درب، پنجره، یا دهان)، که اغلب به دلیل نقص فنی، انسداد، یا مقاومت فیزیکی است.
- Nachdem der Sturm eingesetzt hatte, war es fast unmöglich, die alten Fenster zuzubekommen.پس از شروع طوفان، بستن پنجرههای قدیمی تقریباً غیرممکن بود.
- Er versuchte vergeblich, die schwere Eichentür zuzubekommen, die sich aufgrund der Feuchtigkeit verzogen hatte.او بیهوده تلاش کرد تا درب سنگین بلوطی را که به دلیل رطوبت تاب برداشته بود، ببندد.
2
etwas (Akkusativ)
با تلاش و زحمت زیاد، چیزی را به دست آوردن یا موفق شدن به انجام کاری، که اغلب با موانع و چالشهای قابل توجهی همراه است.
- Es war ein langer und beschwerlicher Weg, bis er die begehrte Professur an der Universität zubekommen konnte.مسیر طولانی و پرمشقتی بود تا او توانست کرسی استادی مورد نظر در دانشگاه را به دست آورد.
- Trotz zahlreicher Rückschläge gelang es ihr schließlich, die Finanzierung für ihr ambitioniertes Forschungsprojekt zuzubekommen.با وجود شکستهای متعدد، سرانجام موفق شد بودجه پروژه تحقیقاتی بلندپروازانهاش را تأمین کند.