zuzubekommen

Aussprache: /ˌtsuːˌtsuːbəˈkɔmən/
Worttrennung: zu·zu·be·kom·men
Erweiterter Infinitiv

برای دریافت کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

با دشواری و تلاش زیاد، چیزی را بستن (مانند درب، پنجره، یا دهان)، که اغلب به دلیل نقص فنی، انسداد، یا مقاومت فیزیکی است.

  • Nachdem der Sturm eingesetzt hatte, war es fast unmöglich, die alten Fenster zuzubekommen.پس از شروع طوفان، بستن پنجره‌های قدیمی تقریباً غیرممکن بود.
  • Er versuchte vergeblich, die schwere Eichentür zuzubekommen, die sich aufgrund der Feuchtigkeit verzogen hatte.او بیهوده تلاش کرد تا درب سنگین بلوطی را که به دلیل رطوبت تاب برداشته بود، ببندد.
2 etwas (Akkusativ)

با تلاش و زحمت زیاد، چیزی را به دست آوردن یا موفق شدن به انجام کاری، که اغلب با موانع و چالش‌های قابل توجهی همراه است.

  • Es war ein langer und beschwerlicher Weg, bis er die begehrte Professur an der Universität zubekommen konnte.مسیر طولانی و پرمشقتی بود تا او توانست کرسی استادی مورد نظر در دانشگاه را به دست آورد.
  • Trotz zahlreicher Rückschläge gelang es ihr schließlich, die Finanzierung für ihr ambitioniertes Forschungsprojekt zuzubekommen.با وجود شکست‌های متعدد، سرانجام موفق شد بودجه پروژه تحقیقاتی بلندپروازانه‌اش را تأمین کند.