zuzubewegen
حرکت دادن (مصدر با 'zu')
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) + zu + Infinitiv
کسی را با استدلال، تشویق یا فشار، به انجام عملی یا اتخاذ تصمیمی وادار کردن؛ کسی را به سمت یک اقدام یا جهتگیری خاص سوق دادن.
- Die eindringlichen Worte des Anwalts konnten den Zeugen endlich dazu bewegen, die Wahrheit zu sagen.سخنان اصرارآمیز وکیل سرانجام توانست شاهد را به گفتن حقیقت وادار کند.
- Es gelang ihm nicht, seine Kollegen zu bewegen, dem umstrittenen Vorschlag zuzustimmen.او نتوانست همکارانش را به موافقت با پیشنهاد بحثبرانگیز وادار کند.