zuzubinden
بستن (به عنوان بخشی از جمله)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
با دقت و مهارت، چیزی را با گره یا بند محکم کردن، مانند کفش، کراوات، یا بستههای پستی.
- Er band seine Schuhe sorgfältig zu, bevor er das Haus verließ.او قبل از خروج از خانه، کفشهایش را با دقت بست.
- Der Chirurg band die Wunde mit sterilen Fäden zu, um eine Infektion zu verhindern.جراح زخم را با نخهای استریل بست تا از عفونت جلوگیری کند.
2
jemanden/etwas (Akkusativ)
کسی یا چیزی را به طور فیزیکی یا استعاری مقید، محدود، یا ناتوان از حرکت یا اقدام کردن کردن.
- Die politischen Umstände banden seine Hände und verhinderten, dass er seine Reformen umsetzen konnte.شرایط سیاسی دست او را بست و مانع از اجرای اصلاحاتش شد.
- Er fühlte sich durch die Erwartungen seiner Familie emotional zuggebunden und konnte seinen eigenen Weg nicht gehen.او احساس میکرد توسط انتظارات خانوادهاش از نظر عاطفی مقید شده و نمیتوانست راه خود را برود.