zuzubuttern
اضافه کردن (چربی، کره و غیره) در حین پخت
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای آنچه اضافه میشود)
اضافه کردن مقدار قابل توجهی کره به غذا برای بهبود طعم یا بافت، اغلب در دستور پختهای پیچیده.
- Der Koch butterte die Sauce großzügig zu, um ihr eine samtige Konsistenz zu verleihen.سرآشپز سخاوتمندانه به سس کره اضافه کرد تا بافتی مخملی به آن بدهد.
- Für das Festgebäck wurde der Teig mit viel Butter zuzubuttern.برای شیرینی جشن، خمیر با کره زیادی آماده شد.
2
in + Akkusativ
سرمایهگذاری یا تزریق منابع مالی قابل توجه در یک پروژه یا کسب و کار، اغلب با چشمانداز سود بالا.
- Die Investoren buttern erhebliche Summen in das vielversprechende Start-up zu.سرمایهگذاران مبالغ قابل توجهی را در استارتاپ امیدوارکننده تزریق میکنند.
- Man muss viel Kapital zuzubuttern, damit das Unternehmen überleben kann.باید سرمایه زیادی تزریق شود تا شرکت بتواند زنده بماند.