zuzufüttern
خوراندن، غذای کمکی دادن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + jemandem/etwas (Dativ)
به منظور تکمیل یا افزایش تغذیه، غذای اضافی به رژیم غذایی موجود اضافه کردن، به ویژه در مورد حیوانات یا نوزادان.
- Die Tierärztin empfahl, den Welpen zusätzlich zur Muttermilch mit speziellem Futter zuzufüttern.دامپزشک توصیه کرد که توله سگ علاوه بر شیر مادر با غذای مخصوص تغذیه شود.
- Nach der Operation musste der Patient langsam mit pürierter Nahrung zugefüttert werden.پس از عمل جراحی، بیمار مجبور بود به آرامی با غذای پوره شده تغذیه شود.