zuzugießen

Aussprache: /ˈtsuːɡiːsn̩/
Worttrennung: zu·zu·gie·ßen
Erweiterter Infinitiv

ریختن (به چیزی اضافه کردن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

فرایند اضافه کردن مایعی به مایع دیگر، اغلب با هدف تغییر غلظت، ترکیب یا حجم.

  • Die Chemikerin musste vorsichtig eine konzentrierte Säure zu der verdünnten Lösung zuzugießen.شیمیدان مجبور بود با احتیاط اسید غلیظی را به محلول رقیق شده اضافه کند.
  • Beim Kochen ist es wichtig, die Brühe langsam zuzugießen, um ein Überkochen zu vermeiden.هنگام پخت و پز، مهم است که آبگوشت را به آرامی اضافه کنید تا از سرریز شدن جلوگیری شود.