zuzuhängen
آویزان کردن، پوشاندن (با مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشاندن یک فضا یا سطح با پرده، پارچه یا مواد مشابه، اغلب برای ایجاد حریم خصوصی، تاریکی یا تزئین.
- Sie hängte die großen Fenster mit schweren Brokatvorhängen zu, um das Licht zu dämpfen.او پنجرههای بزرگ را با پردههای سنگین مخملین پوشاند تا نور را تعدیل کند.
- Der Künstler hängte die Wände des Ateliers mit Leinwänden zu, um Inspiration zu finden.هنرمند دیوارهای آتلیه را با بومهای نقاشی پوشاند تا الهام بگیرد.
2
Akkusativ
مسدود کردن یا پوشاندن یک مسیر، ورودی یا دید با چیزی.
- Die Bauarbeiten hängten die Zufahrtsstraße vollständig zu.عملیات ساختمانی، جاده دسترسی را به طور کامل مسدود کرد.
- Ein dichter Rauch hing die Sicht im Raum zu.دود غلیظی دید در اتاق را پوشاند.