zuzuhören

Aussprache: /ˌtsuːtsuˈhøːrən/
Worttrennung: zu·zu·hö·ren
Erweiterter Infinitiv

گوش دادن، گوش فرا دادن

Bedeutungen

1 Dativ

با تمرکز کامل و توجه به جزئیات به سخنان، توضیحات یا موسیقی گوش دادن، اغلب در زمینه‌های آکادمیک، حرفه‌ای یا هنری.

  • Die Studierenden wurden angewiesen, dem Vortrag des renommierten Professors aufmerksam zuzuhören.از دانشجویان خواسته شد که با دقت به سخنرانی استاد برجسته گوش دهند.
  • Es ist von entscheidender Bedeutung, den Anweisungen des Chirurgen während der Operation genau zuzuhören.گوش دادن دقیق به دستورالعمل‌های جراح در طول عمل از اهمیت حیاتی برخوردار است.
2 Dativ

به حرف‌های کسی با علاقه و همدلی گوش دادن، به ویژه در موقعیت‌هایی که نیاز به درک عمیق یا مشاوره است.

  • Ein guter Therapeut hört seinen Patienten stets aufmerksam zu, um deren Probleme vollständig zu erfassen.یک درمانگر خوب همیشه با دقت به بیماران خود گوش می‌دهد تا مشکلات آنها را به طور کامل درک کند.
  • Sie verstand es meisterhaft, ihren Gesprächspartnern zuzuhören und ihnen das Gefühl zu geben, verstanden zu werden.او به طرز ماهرانه‌ای می‌توانست به مخاطبان خود گوش دهد و به آنها احساس درک شدن بدهد.