zuzuhalten
بستن / نگه داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بستن یا پوشاندن یک دهانه، شکاف یا سوراخ برای جلوگیری از ورود یا خروج چیزی.
- Er musste die Wunde schnell mit einem Verband zuzuhalten, um Blutverlust zu minimieren.او مجبور بود زخم را به سرعت با پانسمان ببندد تا خونریزی به حداقل برسد.
- Die Bauarbeiter hielten die Öffnung im Dach mit einer Plane zu.کارگران ساختمانی دهانه سقف را با یک برزنت پوشاندند.
2
Akkusativ
متوقف کردن یا ممانعت از پیشرفت یا انتشار چیزی، اغلب به صورت غیررسمی یا با زور.
- Die Polizei versuchte, die Verbreitung falscher Informationen zuzuhalten.پلیس تلاش کرد تا انتشار اطلاعات نادرست را متوقف کند.
- Man kann den Lauf der Geschichte nicht einfach zuzuhalten.نمیتوان به سادگی جلوی روند تاریخ را گرفت.