zuzuhalten

Aussprache: /ˈtsuːtsuːˌhaltən/
Wortzerlegung: zu·zu·hal·ten
Erweiterter Infinitiv

بستن / نگه داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

بستن یا پوشاندن یک دهانه، شکاف یا سوراخ برای جلوگیری از ورود یا خروج چیزی.

  • Er musste die Wunde schnell mit einem Verband zuzuhalten, um Blutverlust zu minimieren.او مجبور بود زخم را به سرعت با پانسمان ببندد تا خونریزی به حداقل برسد.
  • Die Bauarbeiter hielten die Öffnung im Dach mit einer Plane zu.کارگران ساختمانی دهانه سقف را با یک برزنت پوشاندند.
2 Akkusativ

متوقف کردن یا ممانعت از پیشرفت یا انتشار چیزی، اغلب به صورت غیررسمی یا با زور.

  • Die Polizei versuchte, die Verbreitung falscher Informationen zuzuhalten.پلیس تلاش کرد تا انتشار اطلاعات نادرست را متوقف کند.
  • Man kann den Lauf der Geschichte nicht einfach zuzuhalten.نمی‌توان به سادگی جلوی روند تاریخ را گرفت.