zuzuhauen
باید کتک زد / باید کوبید
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم: کسی یا چیزی که ضربه میخورد)
با شدت و قاطعیت به کسی یا چیزی ضربه زدن، اغلب در نزاع یا مبارزه.
- In der hitzigen Debatte schlug der Redner mit der Faust auf das Podium, um seine Argumente zu unterstreichen.در مناظره داغ، سخنران برای تأکید بر استدلالهایش، با مشت بر تریبون کوبید.
- Der Boxer hieb mit aller Kraft zu, um seinen Gegner kampfunfähig zu machen.بوکسور با تمام قدرت ضربه زد تا حریفش را از کار بیندازد.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم: غذا، نوشیدنی یا فعالیت)
به سرعت و با اشتیاق شروع به انجام کاری کردن، اغلب خوردن یا نوشیدن.
- Nach der langen Wanderung hauten sich alle hungrig auf das üppige Mahl.پس از پیادهروی طولانی، همه با اشتها به غذای فراوان حمله بردند.
- Er setzte sich an den Schreibtisch und schlug sich mit der Arbeit nieder, um die Frist einzuhalten.او پشت میز نشست و با جدیت شروع به کار کرد تا مهلت را رعایت کند.
3
Akkusativ (مفعول مستقیم: کار یا پروژه)
به پایان رساندن یا انجام دادن کاری به طور کامل و قاطع.
- Wir müssen dieses Projekt bis Ende der Woche zuhauen, egal wie.ما باید این پروژه را تا پایان هفته به هر قیمتی تمام کنیم.
- Er schlug die letzte Seite des Buches zu und fühlte eine tiefe Befriedigung.او آخرین صفحه کتاب را بست و احساس رضایت عمیقی کرد.