zuzuhauen

Aussprache: /ˈtsuːtsuːˌhaʊ̯ən/
Worttrennung: zu·zu·hau·en
Erweiterter Infinitiv

باید کتک زد / باید کوبید

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم: کسی یا چیزی که ضربه می‌خورد)

با شدت و قاطعیت به کسی یا چیزی ضربه زدن، اغلب در نزاع یا مبارزه.

  • In der hitzigen Debatte schlug der Redner mit der Faust auf das Podium, um seine Argumente zu unterstreichen.در مناظره داغ، سخنران برای تأکید بر استدلال‌هایش، با مشت بر تریبون کوبید.
  • Der Boxer hieb mit aller Kraft zu, um seinen Gegner kampfunfähig zu machen.بوکسور با تمام قدرت ضربه زد تا حریفش را از کار بیندازد.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم: غذا، نوشیدنی یا فعالیت)

به سرعت و با اشتیاق شروع به انجام کاری کردن، اغلب خوردن یا نوشیدن.

  • Nach der langen Wanderung hauten sich alle hungrig auf das üppige Mahl.پس از پیاده‌روی طولانی، همه با اشتها به غذای فراوان حمله بردند.
  • Er setzte sich an den Schreibtisch und schlug sich mit der Arbeit nieder, um die Frist einzuhalten.او پشت میز نشست و با جدیت شروع به کار کرد تا مهلت را رعایت کند.
3 Akkusativ (مفعول مستقیم: کار یا پروژه)

به پایان رساندن یا انجام دادن کاری به طور کامل و قاطع.

  • Wir müssen dieses Projekt bis Ende der Woche zuhauen, egal wie.ما باید این پروژه را تا پایان هفته به هر قیمتی تمام کنیم.
  • Er schlug die letzte Seite des Buches zu und fühlte eine tiefe Befriedigung.او آخرین صفحه کتاب را بست و احساس رضایت عمیقی کرد.