zuzuknoten

Aussprache: /ˈtsuːtsuːˌknoːtən/
Wortzerlegung: zu·zu·kno·ten
Erweiterter Infinitiv

گره زدن (به عنوان ضرورت یا هدف)

Bedeutungen

1 Akkusativ

محکم کردن چیزی با گره زدن، به ویژه در موقعیت‌های فنی یا دریایی که نیاز به استحکام بالا دارد.

  • Der erfahrene Seemann knotete die Leinen mit geübten Handgriffen fest zu, um das Schiff sicher im Hafen zu vertäuen.ملوان باتجربه با حرکات ماهرانه طناب‌ها را محکم گره زد تا کشتی را به طور ایمن در بندر لنگر بیندازد.
  • Für die Bergung des Wracks mussten die Taucher die Stahlseile präzise zuzuknoten, damit sie dem enormen Gewicht standhalten konnten.برای نجات لاشه کشتی، غواصان مجبور بودند کابل‌های فولادی را با دقت گره بزنند تا بتوانند وزن عظیم را تحمل کنند.