zuzukoksen

Aussprache: /ˈt͡suːt͡suˌkɔksn̩/
Wortzerlegung: zu·zu·kok·sen
Erweiterter Infinitiv

کُک زدن (مصدر با zu)

Bedeutungen

1 Dativ (برای شیء یا هدف)

به شدت و با تلاش فراوان برای دستیابی به هدفی کار کردن، اغلب در شرایط دشوار یا با منابع محدود.

  • Er musste den ganzen Tag zuzukoksen, um die Frist einzuhalten.او مجبور بود تمام روز را به سختی کار کند تا مهلت را رعایت کند.
  • Die Studenten koksten die ganze Nacht zu, um ihre Abschlussarbeit fertigzustellen.دانشجویان تمام شب را تقلا کردند تا پایان‌نامه خود را به اتمام برسانند.