zuzukoksen
کُک زدن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Dativ (برای شیء یا هدف)
به شدت و با تلاش فراوان برای دستیابی به هدفی کار کردن، اغلب در شرایط دشوار یا با منابع محدود.
- Er musste den ganzen Tag zuzukoksen, um die Frist einzuhalten.او مجبور بود تمام روز را به سختی کار کند تا مهلت را رعایت کند.
- Die Studenten koksten die ganze Nacht zu, um ihre Abschlussarbeit fertigzustellen.دانشجویان تمام شب را تقلا کردند تا پایاننامه خود را به اتمام برسانند.