zuzukommen

Aussprache: /ˌtsuːtsuːˈkɔmən/
Wortzerlegung: zu·zu·kom·men
Erweiterter Infinitiv

رسیدن، دریافت کردن، به دست آوردن؛ مختص بودن به

Bedeutungen

1 Nominativ

نزدیک شدن یا فرا رسیدن یک رویداد، زمان یا فرصت.

  • Die Frist für die Einreichung der Bewerbungsunterlagen kommt bald zu.مهلت ارسال مدارک درخواست به زودی فرا می‌رسد.
  • Mit dem nahenden Winter kam die Sorge vor strengen Temperaturen zu.با نزدیک شدن زمستان، نگرانی از دماهای شدید فرا رسید.
2 Akkusativ

دریافت کردن یا به دست آوردن چیزی، به ویژه یک نامه، بسته، یا اطلاعات.

  • Er ist eine bedeutende Erbschaft zugekommen, die ihm finanzielle Unabhängigkeit verschafft.او ارث قابل توجهی دریافت کرده است که استقلال مالی را برایش فراهم می‌کند.
  • Nach langem Warten ist endlich die offizielle Einladung zu dem Gala-Dinner zugekommen.پس از انتظار طولانی، سرانجام دعوت رسمی به شام مجلل دریافت شد.
3 Dativ

به کسی تعلق داشتن یا سزاوار بودن چیزی، به ویژه یک حق، وظیفه یا اعتبار.

  • Die Anerkennung für diese bahnbrechende Entdeckung kommt dem gesamten Forschungsteam zu.قدردانی برای این کشف پیشگامانه به کل تیم تحقیقاتی تعلق دارد.
  • Ihm kommt das Recht zu, über die Verwendung dieser Gelder zu entscheiden.حق تصمیم‌گیری در مورد استفاده از این وجوه به او تعلق دارد.