zuzukriegen

Aussprache: /ˈtsuːtsuːˌkriːɡn̩/
Wortzerlegung: zu·zu·krie·gen
Erweiterter Infinitiv

دریافت کردن (مصدر با 'zu')

Bedeutungen

1 Akkusativ

بستن یا پوشاندن چیزی (مانند در، پنجره، درپوش) به طوری که دیگر باز نباشد یا قابل دسترسی نباشد.

  • Bitte kriegen Sie die Tür hinter sich zu, damit die Wärme nicht entweicht.لطفاً در را پشت سر خود ببندید تا گرما خارج نشود.
  • Nach dem Sturm musste er die zerbrochenen Fenster provisorisch zuzukriegen.پس از طوفان، او مجبور شد پنجره‌های شکسته را به طور موقت بپوشاند.
2 Akkusativ

دریافت کردن یا متحمل شدن چیزی، اغلب به صورت منفی یا ناخواسته (مانند بیماری، ضربه، یا انتقاد).

  • Er hat sich eine schwere Grippe zugekriegt und muss nun das Bett hüten.او به یک سرماخوردگی شدید مبتلا شده و اکنون باید در رختخواب بماند.
  • Die Firma hat wegen der schlechten Presse erhebliche Kritik zugekriegt.این شرکت به دلیل اخبار بد، انتقادات قابل توجهی دریافت کرد.
3 Akkusativ

فهمیدن یا درک کردن چیزی، به ویژه پس از تلاش یا توضیح.

  • Nachdem der Professor die komplexe Theorie wiederholt erklärt hatte, schien sie endlich zuzukriegen.پس از اینکه استاد تئوری پیچیده را مکرراً توضیح داد، به نظر می‌رسید که او بالاخره آن را فهمیده است.
  • Es dauerte eine Weile, bis ich die subtilen Nuancen seiner Aussage zuzukriegen vermochte.مدتی طول کشید تا من توانستم ظرافت‌های پنهان گفته او را درک کنم.