zuzukucken
تماشا کردن (شکل مصدری گسترش یافته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دقت و تمرکز فراوان به یک رویداد، نمایش یا روند در حال وقوع نگریستن، اغلب با هدف درک عمیقتر یا تحلیل.
- Die Experten kuckten dem komplexen Prozess der Zellteilung aufmerksam zu, um dessen Feinheiten zu verstehen.کارشناسان با دقت روند پیچیده تقسیم سلولی را تماشا کردند تا ظرافتهای آن را درک کنند.
- Er kuckte dem politischen Geschehen im Lande mit wachsender Besorgnis zu.او با نگرانی فزایندهای به تحولات سیاسی در کشور نظاره میکرد.